مَثل ما با دنيا همچون مَثل شخصى است كه در تابستان گرم از بيابانى تافته برآيد،

درختى بيند با نسيمى خوش و سايه اى دلكش،

زمانى با نسيم و سايۀ آن درخت بياسايد و چون برآسود، پاى در ركاب مركب نهد

و زود از آنجا كوچ نمايد،

و آن درخت و سايۀ آنرا بگذارد و دل درآن نبندد كه منزل دور است و ره دراز . . .

خداوند همۀ ما را در رحم مادرانمان بوجود آورد و به ما زندگى داد،

و به اين دنيا آورد تا نفس بكشيم، تغذيه شويم، ُرشد كنيم،

او به ما توانائى، قدرت تفكر، جستجو، يافتن، دانستن، شنيدن، صحبت كردن،

ساختن، ويران كردن و منتشرشدن داد. تمام اينها و اين زندگى به ما تعلق ندارد،

بلكه هديه ايست كه بما قرض داده شده است.

تنها چيزى كه مال ماست، انتخابى است كه دراين زمينۀ امتحانى اين دنيا،

و اين زندگى انجام ميدهيم، باوركردن ونكردن، اطاعت ياعصيان،

كه ما را براى بهشت ياجهنم، يا زندگى بعد ازمرگمان كه در آينده خواهيم داشت،

آماده ميسازد.

انسان مؤمن براى زندگى كه به او داده شده شكرگزار است،

اين شكرگزارى با كار كردن دائم بخاطر خداوند، درخدمت بندگانش،

چنانكه گوئى هرگز مرگى وجود ندارد، نشان داده ميشود،

درعين حال شخص بايد دائماً بياد مرگ بوده و براى روز بازپسين كار كند،

براى رستگارى خود، گوئى قرار است يك لحظۀ ديگر بميرد .

و به اين صورت بين كارهائى كه براى بهبود وضع خود دردنيا بايد بكند،

باتوّجه به نتيجۀ آن براى زندگى ابدى وهميشگى، تعادل بوجود خواهد آمد.

چنانكه رسول اكرم (ص) نيز فرموده اند:

«چنان كار كن كه گوئى هرگز نخواهى ُمرد، و چنان با تقوا باش

كه گوئى فردا خواهى ُمرد.»

شخص مؤمن با تزكيه و پاكسازى ( نفس خود و محیط زندگیش)

قلبش را مرتباً به نور زندگی بازميگرداند.

قلبى كه با غفلت هاى اين جهانى يا ستمگرى و ناعدالتى ُ پر شده باشد، ُمرده،

و قلبى كه با تزكيه و پاك سازى از تيرگيهاى اين دنيا پاك شده،

و در آن چيزى جزعشق به خداوند نیست، زنده است و خانۀ خداست.

.

دنیا مزرعۀ آخرت:

اين دنيا مانند مسافرخانه ايست كه مسافر چندى درآن ميماند و بعد آنرا ترك ميكند.

سالهاى سال چه مسافرينى كه به آن آمده و رفته اند،

آنها چه كسانى بود ند؟ كجا هستند، كجا رفتند؟

ملتها، و تمدنها آمده و رفته اند، انسانها وهمۀ موجودات ديگردرجهان هستى

همينگونه اند.

همينطور براى انسان اين دنيا مزرعه ايست كه ميتواند در آن زحمت بكشد،

گندم بكارد يا خار !، وفصل برداشت “اصلی” محصولش در روز قيامت است.

با وجودی که درهمین دنیا هم اغلب از نتایج کشت و کار خود برخوردار میشویم.

.

و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و بازگشت همه به سوی خداست.

قرآن کریم، سوره مبارکه نور/9 آیۀ شریفۀ: 42

.

اين زندگى چون “زمين رژه ” است، هركس وقتى نوبتش برسد از آن ميگذرد،

همه درگروه هاى متفاوت و زير پرچمهاى مختلف، كه با آهنگهاى مخصوص بخود

قدم برميدارند، آنها بموقع درست وارد شده و بموقع درست، زمین را ترک میکنند.

هيچكس در اين دنيا نمى ماند، اين دنيا هم با كسى نمى ماند، همه چيز مادى

و موقتى است، ازجمله خود دنيا، تمام جهان هستى، بغيیر از خداوند باقى.

ما همه از خدائیم و به سوی او باز میگردیم …

درعين حال براى به دست آوردن زندگى جاوید، درمدّت زمان اين ملاقات كوتاه

دراينجا راهى هست، این راه دل نبستن به اين دنياست،

تنها براى سود اين جهان كار نكردن، براى سود فورى شخصى كار نكردن.

.

اگر انسان براى خدا كار كند، براى خوشنودى خداوند، براى سود خلق خدا،

حالا، درآينده، وقتى همه چيز پايان يافت و اين بدن به خاك مبدل شد،

كار انسان او را به جاودانگى ميرساند .

اگر شما دكتر يا معمارهستيد، وقتى به آن دنيا رفتيد كه درآن نه مريضى براى مداوا

وجود دارد، و نه معمارى، و نه جائى براى ساختن، هم بود شما، هم دانش شما

بى حاصل خواهد شد.

اما اگر با این دانش و امکانات خود، در راه خدا بنفع بندگان شایستۀ خدا

خدمتی کرده اید، يا هركار خوب وخيرى كرده باشيد كه بعد ازشما مورد استفادۀ

خلق خدا قرار گرفته باشد، يا بهر نوعى براى ديگران مثمر ثمر بوده ايد،

و اگر مقصود شما از انجام آن كارها خدمت در راه خدا بوده و نه فقط دست آوردهاى

مادى ، درجهان ديگر براى كارى كه دراين دنيا كرده ايد، به جاودانگى و پاداشهاى

غيرقابل تصور خداوند خواهيد رسيد.

.

هدف وعمل کرد جهان خلقت:

درحقيقت تمام جهان هستى ُملكى يگانه است، چون تمامى اجزاء آن

متقابلاً باهم درارتباطند، مثل وجود خود انسان كه دستها، پاها، چشمان،

ذهن و قلب و ديگر اعضاء بدن واحدهاى مجزائى هستند، درعين حال تشكيل دهندۀ

يك كليت واحد ميباشند.

جهان هستى تماميتى است با بخشهاى همآهنگ كه براى هدفى آفريده شده

و به آن هدف ميرسد و جامۀ عمل مى پوشاند.

هدف وعمل كرد جهان خلقت ـ شناختن، يافتن، و با آفريدگار بودن است.