بـــــــســم الله الرّحمن الرّحــيــــــــم

فاقم وجهک للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون

به آئین راست خدا رو آور ،آئینی که خدا آفرینش انسان را بر روی آن نهاد، خلقت خدا تغییرپذیر نیست.

اینست آئین استوار ، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند …

( قرآن کریم سورۀ مبارکۀ 30 روم/ 30 آیۀ شریفۀ 30 )

.

و اکنون محرم از راه میرسد …

محرّم ماه آگاهی، ماه شکوفایی، و ماه تجلی کامل عشق است. محرّم ماه آزادی و رهایی، ماه رشد و بالندگی،

ماه جوشیدن و اندیشیدن است.

محرّم مدرسه عشقی است که باید درآن درس آموخت. محرابی است که باید در آن به نماز عشق ایستاد،

و نردبانی است که باید از آن بالا رفت تا به لقای حق رسید.

.

سلام برعاشقان حق و حقیقت

سلام بر شاهدان پایمردی در برابر پلیدی

سلام بر دلیر مردان ظلمت ستیز …

سلام بر محرم …

سلام بر شهادت … سلام بر حسین (ع) ….

سلام بر شاهدان پایمردی در برابر پلیدی

سلام بر حسین (ع)

.

حسین (ع) آنچنان که تشنۀ لبیک بود، تشنۀ آب نبود. تمام تلاش اوبرای اجرای قانون خدا بود، و برگشت بقرآن …

لب‌هایش نور باران است و هنوز هم گوئی صدای حق خواهی هایش به یاد جهانیان میاورد، که قرآن پیام جاوید است،

و قانون، قانون خداست، و هنوز هم یادش پایه های بیدادگر ظلم را میلرزاند …

.

آری سلام بر حسین، حسينی كه درس آزادگی و عشق را مستقيم و بي واسطه در مكتب جدش پيامبر(ص) ميآموزد،

حسینی که در خانواده ای بزرگ میشود که علی پدر است و مادر فاطمه زهرا (س)،

حسيني كه وجودش با مهر و محبت عاشقانه زهرا سرشار مي شود.

حسيني كه در دريای شجاعت و عدالت و بزرگي و انسانيت علي رشد می کند، حسينی كه لحظه لحظه های عمر خود را

در چنين فضای ملكوتي سپری می كند. حسيني كه هدفش جز آزادی بشر از ظلم و جهل و دعوت به‌ آزادگي

و حق چيز ديگری نيست.

حسيني كه حياتش تنها و تنها درعشق خدا، و هدايت بشر معنی پيدا می كند، و مرگ را بر غیر آن ترجیح می دهد…

آري يكي از ثمرات اين كانون بزرگ عشق در عالم خاكي حسين است. كه در مدينه عشق خاندان پيامبر رشد کرده و به ثمر

رسیده…. شهادت بر او مبارک است و یادش تا ابد پا برجا …. سلام برحسین ….

هرگز گمان مبر کشته شدگان در راه خدا مردگانند، بلکه زنده اند، و درپیشگاه پروردگارشان روزی می خورند،

شادمانند به آنچه خدا ازفضلش به آنان عطا فرموده، و مسرورند برای کسانی که هنوز به آنان نپیوسته اند،

که بیم و اندوهی برایشان نیست.

آنان به نعمت و فضل خدا شادمانند، که خداوندپاداش مؤمنان را از بین نمی برد. (171- 169 : 3)

.

اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا ازتمام اندوخته ها بهتر است. چنانچه بمیرید یا کشته شوید،

به سوی خدا باز می گردید. ( ۵۸ ۱- ۶ ۵ ۱: ۳ )

بدرستی که خدا راستگوی والامقام است ….

.

اما چرا امام حسین (ع) بیعت نفرمودند؟

اگر ایشان با یزید بیعت می کردند این کار یعنی:

امضا کردن و صحه گذاشتن، نه تنها روی خلافت یزید بلکه روی سنتی که معاویه پایه گذاری کرده بود، و می خواست خلیفۀ قبلی، خلیفۀ بعدی را تعیین کند . (یعنی مردم در آن هیچکاره باشند.)

خلافت را در خاندان خودش موروثی کند. آدم فاجر و فاسقی مانند یزید را به عنوان ولی عهد مسلمین تأیید کند.

یعنی اگر قرار است اسلام را به خلیفه اش بشناسند، می بایست اسلام را به یزید می شناختند؟!…

حضرت از بیعت شانه خالی کردند و در مقابل تهدید، فرمودند: حاضرم کشته بشوم ولی حاضر نیستم که بیعت کنم.

چرا؟ چون در غیر این صورت همۀ اسلام و ارزش هایش به خطر می افتاد …

حق، حق است …

حق، حق است و هرگز نمی میرد. زیرا حق از خداوند است و خداوند زنده ای است که هرگز نمی میرد.

چه حق را انکار کنیم و با به آن کفر بورزیم، باز هم حق همیشه زنده و پاینده می ماند.

اما…

همۀ واقعۀ عاشورا برای از دست ندادن حق و ابقای حق درمیان بشریت و به خصوص متوجه ساختن مسلمانان به اینکه جبهۀ حق کدام است و باطل کدام.”

واقعۀ کربلا نشان داد که پیروزی حقیقی در میدان نبرد نیست، بلکه میدان پیروزی حق در افکار و قلب های انسان هاست…

و اینکه حق پیروز می شود، حتی اگر طرفدارانش اندک باشند، و باطل شکست می خورد، حتی اگر لشکریانش بیشمار باشند.

حکومت ظالم با مرگش به پایان می رسد، اما حکومت شهید بعد از شهادتش آغاز می شود.

.

بهترین قدرشناسی که می توانیم نسبت به واقعۀ عاشورا و خون شهدا داشته باشیم، این است که به خودمان رجوع کنیم،

و از خودمان بپرسیم:

“آیا واقعاً ما پیروان به حق محمد ابن عبدالله (ص) هستیم

“آیا به واقع پیام حسین (ع) را متوجه شده ایم؟

” به چه اندازه نام خداوند را در زندگی مان بزرگ می داریم؟

“چقدر حق و حقیقت برایمان مهم است؟

چقدر تسلیم اوامر خداوند هستیم؟

آیا اگر امروز فریاد حق به گوشمان برسد، که << آیا کسی هست که مرا یاری کند؟>>

به آن پاسخ می گوییم؟

اکنون راه او ادامه دارد ….

.

باید انسانهای مانده درجهل خود اندیشه کنند و راه نجات را برگزینند،

آری راهی دراز در پیش است، و مبارزه ای طولانی، تؤام با صبوری میخواهد.

مبارزه ای متفاوت با آنچه زورمداران انجام میدهند، مبارزه ای با سلاح اندیشه و فکر نه سلاح قتل و جنایت،

مبارزه ای با سلاح انسانیت و مهر و محبت نه با خشونت و تهاجم…

و چه زیباست این راه، و اما صبر و تحمّل میخواهد، صبوری و بردباری لازم است…

مبارزه با سلاح اندیشه ، با سلاح فکر ، با سلاح محبّت و مهربانی، با سلاح عشق ….

.

یااااااااااااااا الـلّ__‗ـه سبحان الله ….

❤ لا إله إلا هو ❤

الله الله الله … معبود سزاوار پرستشی جز او نیست . فقط او فقط او فقط او ….

اول او آخر او ، ظاهر او، باطن او … فقط او … فقط او ….. او و او و او …. و لا غیر …

.

فرازی از سخنان آن بزرگمرد تاریخ اسلام، حسین علیه السلام:

ای مردم، اگر تقوای الهی پیشه کنید و حق را برای صاحبانش بشناسید، خدا از شما بیشتر راضی خواهد بود.

بدانید که شیرینی و تلخی دنیا، خواب است و بیداری در آخرت است.

رستگار کسی است که به فلاح آخرت برسد، و بدبخت کسی است که به شقاوت آخرت گرفتار آید.

کسی که گرفتاری و اندوه مؤمنی را برطرف کند، و او را آسوده کند، خداوند گرفتاری و اندوه دنیا و آخرت را از او رفع می کند.

.

عاشورا (دهم ماه محرم) سالروز عروج خونین سبک بالان عاشقی است که با شهادت خویش حماسه جاودانه

و با شکوهی در تاریخ آفریدند.

عاشورا چشمه نوری است که سیاهی ها و تاریکی ها را از جان می شوید،

و زلالی و پاکی را سخاوتمندانه به آن هدیه می کند.

فریاد سرخی که از خاک تفتیده کربلا برخاست، طنین بیدارباشی بود که تمامی اعصار و قرون را درنوردید و با رنج مظلومان

تاریخ آمیخته شد و به ابدیت پیوند خورد. نه کربلا به یک سرزمین محدود می شود و نه عاشورا در غروب یک روز پایان می یابد.

.

حماسه جاوید

نهضت عاشورا حقیقتی را آشکار کرد که در هجوم ابرهای فتنه و تحریف گم شده بود.

عاشورا نمایش پرشکوه عشق است که با ایثار و از خودگذشتگی حسین علیه السلام، و یاران فداکار آن حضرت

در صحنه کربلا خلق می شود.

حماسه کربلا حقیقتی را در کهکشان عشق و خون به تصویر کشید تا دیگر کسی برای چشم پوشیدن از آفتاب حقیقت،

بهانه ای نیابد.

کربلا صحنه وقوع حماسه جاویدی است که وجدان انسان های آگاه، صلابت آسمانی اش را ستایش می کند،

و در برابر قداست و عظمت آن سر تعظیم فرود می آورد.

نام آنانی که در معراج کربلا تن به خاک سپردند و به افلاک پر کشیدند، بعد از گذر قرن ها هم چنان بر تارک تاریخ می درخشد.

.

عاشورا ابتدای عشق است

عاشورا پیام آزادگی است

عاشورا بی‌نوایی نیست؛ جهانی نی است و نوا ….

.

عاشورا غریب نیست در سایه شعله‌ها

شمشیر افتاده‌ایست ایستاده‌ در انتهای زمان با لبخندی آشنا

عاشورا تماشا نیست، طاقت است و قیامت غیرت بر قامت …

.

عاشورا چشم نیست، اشک است در رقص آبی آزادگان

عاشورا روزى است که حسین(ع) با تاریخ سخن گفت .

و در این روزها، تنها سخن محافل و مجالس اوست،

تا درطول عمر انسان بهانه بیدارى ظلم ستیزى باشد …

یادش گرامی باد، و پیامش همیشگی ….

سلام برعاشقان حق و حقیقت،

سلام بر شاهدان پایمردی در برابر پلیدی…

سلام بر شهادت … سلام بر حسین (ع)

.

عاشورا سالروز عروج خونین سبک بالان عاشقی است که با شهادت خویش حماسه جاودانه و با شکوهی در تاریخ آفریدند.

عاشورا چشمه نوری است که سیاهی ها و تاریکی ها را از جان می شوید و زلالی و پاکی را سخاوتمندانه به آن هدیه می کند.

فریاد سرخی که از خاک تفتیده کربلا برخاست، طنین بیدارباشی بود که تمامی اعصار و قرون را درنوردید،

و با رنج مظلومان تاریخ آمیخته شد و به ابدیت پیوند خورد. نه کربلا به یک سرزمین محدود می شود و نه عاشورا

در غروب یک روز پایان می یابد.

پرواز پرواز … از زمین تا عرش کبریا

کربلا صحنه نمایش رویارویی حق و باطل، و حماسه پرشکوه جانبازی و شهادت طلبی است.

کربلا نمایش رویارویی دو جبهه است که یکی درقامت استوار حسین علیه السلام تجلّی می یابد و دیگری

در وجود یزید نمود می یابد. نبض زمین درکربلا می تپد، و کل کاینات درکربلا خلاصه می شود.

کربلا سکویی است که کربلاییان و عاشوراییان را از خاک تا افلاک و از زمین تا عرش کبریا پرواز می دهد.

کربلا مدرسه ای است که درس چگونه ماندن و چگونه رفتن را به ما می آموزد، و پایداری و پاسداری را یاد می دهد.

.

حسین علیه سلام ، الگوی تقوا

تقوا دژی استوار است که آدمی را در برابر خطا و گناه و پلیدی و زشتی حفاظت می کند،

و حسین علیه السلام بهترین الگوئی بود که عملاً آموخت تقوا، گوشه نشینی و عزلت و دوری از جامعه نیست،

بلکه موهبتی است که با بصیرت، دانایی و ستیز دائم با هواهای نفسانی و مفاسد اجتماعی به دست می آید.

حسین علیه السلام مظهر تقوای الهی، و نمونه اعلای وارستگی و پارسایی است،

و باید تقوای حقیقی را در مکتب حسینی بیاموزیم.

باید دانست

عاشورا برای ما تنها یک حادثه نیست، بلکه نوعی فرهنگ و تاریخ آغازی دیگر است.

حادثه عاشورا هرچند در زمانی بسیار کوتاه تحقق یافت و بیش از نیم روز دوام نیافت،

امّا عمق حادثه چنان روایت تلخی را به تصویر می کشد و چنان شور و حرکتی می آفریند، که همه قیام های حق طلبانه

و آزادی خواهانه از سرچشمه اش آب می خورد، و بر محور آن می چرخد.

این وظیفه ماست که فرهنگ عاشورا و پیام کربلا را خوب بشناسیم و سرمشق زندگی خود قرار دهیم.

.

پیام آزادگی

از مهم ترین پیام های عاشورا، حفظ آزادگی و شرافت انسانی است؛ زیرا انسان تا اسیر نادانی و گم راهی باشد ،

و دل بستگی به دنیا پرده های سیاه بر چشم و دل او افکند، هرگز مسیر تکامل را نخواهد پیمود،

و به هدف های متعالی و انسانی نخواهد رسید.

در آن روزگار که وابستگی های دنیوی و دل بستگی های مادّی، مردم را از یاد خدا غافل ساخته،

و دام های فریبنده آنها را به پستی کشانده، و سراب مقام و ریاست،

شکوه حضور پروردگار را در دل هایشان به فراموشی سپرده بود، حسین علیه السلام بود که همگان را

به آزادی و کمال انسانی فرا خواند، و به زیبایی فهماند که خداوند انسان را آزاد آفریده ،

و انسان باید از این آزادی پاسداری کند.

.

مبارزه با بی عدالتی

حسین علیه السلام که خود مظهر انسانیّت و تجسم عدالت بود، پیوسته با بی عدالتی مبارزه می کرد،

و در آخر جان مبارکش را در این راه نثار کرد.

عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته قیام حسین علیه السلام است، که برای هیمشه در صفحه تاریخ

ماندگار می باشد و معیار تشخیص مبارزات و حرکت های حق از باطل در طول تاریخ خواهد بود.

.

فریاد بیداری حسین علیه سلام

بندگیِ دنیا انسان را به پستی و تباهی می کشاند، و وابستگی به آن آدمی را به خاک سیاه ضلالت و گمراهی می نشاند.

فریب دنیاست که مردم را به ستمگری و شقاوت می کشاند، و از فتنه دنیاست که به خواری تن می دهند،

و به بندگی غیر خدا روی می آورند، و آیات روشن خدا را انکار می کنند.

حسین علیه السلام از هر فرصتی بهره برد تا آن قوم ره گم کرده و از حقیقت برگشته را بیدار سازد،

و از فریب دنیا بر حذر دارد. آری فریاد بیداری حسین علیه السلام تا امروز در گوش تاریخ طنین انداز است.

.

حقیقت کمال

وقتی نور معرفت در زوایای تاریک دل آدمی بتابد، دیگر او جز در برابر خداوند سر تسلیم فرود نمی آورد،

و جلوه های ظاهری دنیا او را نمی فریبند و درهمه حال تسلیم فرمان الهی و شکرگزار نعمت های او می شود.

حسین علیه السلام در روز عاشورا خواست تا کمال حقیقی و حقیقت کمال را برای مردم بنمایاند،

و نشان دهد که راه سعادت و کمال تنها با خدامحوری پیموده می شود، و عظمت انسان تنها با تقوای الهی به دست می آید،

و رسیدن به کمالات معنوی با پرهیز از ننگ و ذلّت زندگی با ظالمان میسر می گردد،

و خوشبختی در زندگی با عزّت و مرگ با سعادت معنا می شود.

.

شهادت، انتخابی والا

حسین علیه السلام می دانست که این نهضت، پیروزی نظامی ندارد، و این حرکت جز به شهادت او سرانجام نمی یابد.

امّا او بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی قیام کرد و برای پیراستن چهره دین از ناروایی ها،

حرکت خود را آغاز کرد تا با خون خود و یارانش، کژی ها را از جامعه اسلامی بزداید ،

و فریاد بیداری را در جان خفته انسان ها طنین انداز کند.

.

قاطعیت و سازش ناپذیری حسین علیه السلام در مبارزه با فساد، انحراف و استبداد همواره الهام بخش

انسان های آزاده در طول تاریخ بوده است.

حسین علیه السلام با شجاعت تمام از دین و حقانیت خود دفاع کرد، هدف او اجرای قانون خدا،

و بازگشت به کتاب خدا بود، و هرگز خواری بیعت با غیر آنرا نپذیرفت.

.

حرکت و قیام شکوهمند حسین علیه السلام قیامی الهی بود که از منبع وحی سرچشمه می گرفت.

تاریخ پرفراز و نشیب بشر، هرگز حماسه ای ناب تر و خالص تر از نهضت عاشورا سراغ ندارد.

حسین علیه السلام والاترین نمونه اخلاص و پاک بازی است و یاران او ،از فداکارترین و باوفاترین انسان های روی زمین بودند.

از این رو قیام و نهضت حسینی از خدایی ترین و با اخلاص ترین مبارزات حق طلبانه ،

و بارزترین مظهر حق پرستی و عدالت خواهی است …

.

امر به معروف و نهی از منکر

نهضت حسین علیه السلام در کربلا برای این بود تا روح مسئولیت پذیری و حق خواهی را در جامعه زنده کند،

و بنیاد ظلم و استبداد را از جامعه بر کند، و زنگارهای نیرنگ و فریب را از چهره دین اسلام بزداید،

و حقیقتِ پنهان شده در پشت پرده های ضخیم تحریف را برای مردم آشکار سازد و جان خفته جاهلان،

گم راهان و فریب خوردگان را بیدار کند.

.

رضا و تسلیم

رضا و تسلیم در برابر فرمان خداوندی تنها به معنی فرمانبرداری نیست،

بلکه تسلیم علاوه بر اطاعت باید با عشق و شوق درونی در پرستش همراه باشد.

عبادت و طاعت حسین علیه السلام عبادت عشاق، و عبادت احرار است که از میل شدید درونی می تراود.

ژرفای این تسلیم و رضا، در کلام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا به خوبی هویداست،

آن جا که می گوید:

«خدایا !… به قضای تو راضی ام، تسلیم فرمان توام…. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد رسان.»

.

اهمیت نماز

شب عاشورا شور و حال دیگری برای حسین علیه السلام دارد.

دیگر وقوع جنگ قطعی شده است و یزیدیانِ نالایق که هواهای نفسانی مجال تفکر و تدبر را از آنان گرفته است،

با بی شرمی تمام، تصمیم به جنگ دارند، و حسین علیه السلام شب عاشورا را برای نماز،

استغفار و مناجات با پروردگار از دشمن مهلت می گیرد، و می فرماید:

«خدا می داند که من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شدید دارم.».

آری، نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به عالم بقاست.

نماز دل بریدن از دنیا و اوج گرفتن به سوی خداست … و در این شب غریب و در این دشت اندوه و در این مصیبت و بلا،

این نماز است که آرامش می بخشد و مصیبت ها را تحمّل پذیر می سازد.

.

وظیفه

حسین علیه السلام در کربلا حماسه سترگ و بی نظیرِ عاشورا را آفرید،

تا ما را با فرهنگ خوب زیستن و سرفراز مردن، آشنا کند و عبودیت و بندگیِ خدا و حرکت و قیام در راه خدا را

به ما آموزش دهد.

کربلا کلاس درسی است که باید همگان در آن بیندیشند.

شاگرد مکتب عاشورا، همواره دین را درمی یابد، و جلوه های دنیا او را نمی فریبد،

و اگر ماندن، واماندگی را در پی داشته باشد، برای رفتن تردید نمی کند، و از هیچ ستمگری نمی هراسد ،

و از هیچ فتنه ای نمی لرزد. بی باکانه بر ظلم می آشوبد، و در برابر بی عدالتی و تحریف دینی فریاد بر می آورد ….

.

پیوند دین و سیاست

از ویژگی های برجسته و مهم نهضت عاشورا پیوند دادن دین با سیاست است.

در عاشورا دیانت و سیاست با هم تجلّی می یابد و کربلا حضور عرفانی و سیاسی …

حسین علیه السلام و یارانش را هم زمان به نمایش می گذارد….

اگر عبادت و دیانت حسین علیه السلام را در والاترین مرتبه آن در کربلا نظاره کنیم،

مبارزات سیاسی او نیز در حماسه عاشورا نمود می یابد.

.

حسین علیه السلام هرگز به بهانه دین داری و پارسایی از امور سیاسی و اجتماعی امّت کناره گیری نمی کرد،

و نسبت به ستم ستمگران و نیرنگ منافقان، بی اعتنایی و بی طرفی را بر نمی گزید،

بلکه همواره در اجتماع حضور داشته، با منکرات مبارزه می نمود …

.

صبر

یکی از آموزه های اخلاقی حماسه کربلا دعوت به بردباری در برابر مصیبت هاست.

حسین علیه السلام و خواهرش زینب علیهاالسلام و خانواده و اصحاب گرامی ایشان در سوگمندانه ترین لحظات

صبر و طاقت از دست ندادند و در اوج عزا، صبوری را به فراموشی نسپردند، و در مرگِ بهترین عزیزانشان رسالت خویش را

در پاسداری از خون آنها، برگی دیگر بر افتخارات کربلا آفریدند.

.

چراغ هدایت

حسین علیه السلام برهان درخشانی است که فریب خوردگان و شیفتگان دنیا را به شاه راه هدایت دعوت می کند،

و راه ثواب را بهآنها می نمایاند. حسین علیه السلام بسان چراغ روشنگری است که ره گم کردگان شب را به سوی نور

فرا می خواند، و هم چون کشتی نجاتی است که اسیرشدگان گنداب های فساد و تباهی را به ساحلِ نجات سوق می دهد.

او رود زلالی است که عشق را در کویر تفتیده دل انسان می رویاند،

و آیینه است که جلوه های حقیقت را در فراروی چشمان ما آشکار می سازد.

.

.

خدایا !

نامهای تو چه پاک و مقدس اند

و بخشندگی آن چه بی انتهاست

چگونه می توانم نعمتهایت را بشمارم …

یا حتی آنها را به یاد آورم؟

برای کدامیک از آنها شگرگزار باشم؟

خدایا !

مهربانی های پنهانت بیشتر از نعمتهای آشکار توست

و خطرها بلاها، پریشان حالی ها و آشفتگیهایی که ازمن دور کرده ای بیشتر از آن

خدایا !

با تمام ایمان و یقینم

و از اعماق ِپنهان ضمیرم

خالصانه و با تمام وجودم

با چشمها و گوشهایم

با زبانم

با دستها و پاهایم

با قلبم

و با تک تک سلولهای بدنم

با خواب و بیداری ام

با حرکت و سکونم

و بارکوع و سجده هایم

شهادت می دهم که اگر عمری ابدی داشته باشم

باز هم نمی توانم حتی شکر یکی از نعمتهای تو را به جای آورم

مگر به برکت نگاه و یاری خودت …

قطعه ای از نیایش عرفه ؛ سروده حسین علیه سلام …

.

و …………………..

بر پهنای نبودن هایش اشک است که بی دریغ جاری میشود بر گونه ها …

چقدر عزیز بود، و چقدر عزیز می‌ماند تا همیشه در خاطره ها…

پروازش بسوی آن معبود ابدی مبارک باد، و یادش تا همیشه نزد ما ماندنیست در خاطره ها ….

این زندگی یک صحنۀ آزمایش است.

انا لله و انا الیه راجعون …..

(ما از آن خدائیم و بسوی او باز میگردیم)

.

مولانا در این مورد اشعار دلنشینی سروده، که باعث تسلیت برای قلبهای با ایمان است.

نمونه ای از آنها را در اینجا یاد آور میشوم:

هر كه ز نده است به نور الله، مرگ اين جسم مراو راست َمَدد.

و يا: مرگ ما هست عروسىا َبد، ِسر آن چيست؟ هُوالله ُ اَحد

و همينطور فرموده: ندا رسيد روان را، روان شو اندر غيب، دگر ز رنج منال و گنج بگير …

و یا: کدام دانه فرو رفت در زمین که َنرست؟ چرا به دانۀ انسانت این گمان باشد.

و همینطور: جسم ظاهرعاقبت هم رفتنی است، تا ابد معنی بخواهد شاد زیست شاد،

آن عتاب ار رفت هم بر پوست رفت، دوست بی آزار سوی دوست رفت ….

.

فرازی دیگر از سخنان آن راد مرد بزرگ حسین علیه سلام:

مرگ با عزّت بهتر از زندگی با خواری است.

اگر شما دین ندارید و از آخرت نمی ترسید، دست کم آزاده باشید.

مرگ جز یک پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت های همیشگی آن می رساند.

.

سلام برعاشقان حق و حقیقت

سلام بر شاهدان پایمردی در برابر پلیدی

سلام بر دلیر مردان ظلمت ستیز …

سلام بر محرم …

سلام بر شهادت … سلام بر حسین (ع) ….